تبليغاتX
.:وزمتر:.
به نام خدا
 

وزمتر

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  پرواز را بخاطر بسپار

همگام با سرمای سوزناک دی ماه اکبر رادی چخوف ایران رفت !

 

الآن از محمود آباد نمونه می آیم . یعنی ساعت 20.6 . رفته بودم ، مثل چهارشنبه های دیرینم .اما امروز رنگ تلخی به خود گرفت . تلخ تر از کاسنی ! ساعت 18.45 به دم درب رسیدم . سه بار تق تق تق پس از لحظاتی درب نرم و آهسته برویم گشوده شد .سلام اُستاد . جوابی نشنیدم .ولی از پشت سر دیدم سرش پایین است و بر دوشانش غم سنگینی نشسته است.رفت داخل اتاق و من هم پشت سر ش . وارد شدم دوباره سلام دادم . ذُم شده بود به صفحه ی جعبه جادوئی انگار که چیزی را در داخل آن گم کرده است .سلامم را با پلک چشمانش جواب داد .حرفی نزدم لباسم را درآوردم .همیشه او دوتا چای می ریخت . اما امروز همچنان کیش و مات تلویزیون بود . من دوتا چای طبق معمول برای او پررنگ و برای خودم کم رنگ ریختم . غالبن همیشه شروع کننده جلسه اوست . تا او حرفی نزند من کرو لال همچنان می نشینم .تا او لب بگشاید . نامه ای را با اشاره به من گفت امضاء بزنم .زدم. چند کپی مطالبی جلویم گذاشت تا حاشیه نویسی کنم . نوشتم .تا این لحظه هنوز سکوت در بین مان حکم فرما بود . دلم طاقت نیاورد پرسیدم : استاد اتفاقی برایت افتاده ؟ باز حرفی نزد با انگشت اشاره کرد به روزنامه اعتماد که عکسی را نشان می داد از راست به چپ: اکبر رادی ، بهرام بیضایی و محمود دولت آبادی بود .انگشت را دوباره روی عکس رادی گذاشت . همه چیز را فهمیدم .بغض در گلویش کمین کرده بود گفت :« جانی قربون اوری حالم خوش نی ـ قربانت گردم امروز حالم خوب نیست » اما هق هقی خفیف به گوشم می رسید . خُب بگو چی شده ؟ اکبر رادی همین امروز برای همیشه رفت ! اخبار شبکه 6 سیما گفت ! بغض اش کمی ترکید .شیاری از اشک بر صورت چروکیده اش جاری شد . دیگر سکوت بود و سکوت مرگبار . گوشی موبایل اش مثل اسپند از قفسه کتابخانه پرید . الو بله «تره بیمیرم الان بشنوستم روزنامه اعتماده امروز بیده ای ؟ برایت بمیرم من همین الان شنیدم .روزنامه اعتماد امروز را دیده ای ؟» بغض اش مثل رعد بهار ترکیدوفهمیدم که تماس از رشت بود. اما شخص کی بود ندانستم و خودش هم قادر نبود به من بگوید .بغض مثل سیم خاردار گلویش را فشرده بود . پس از لحظه ای دیگر باز بوق SmS پشت سرهم بعد روکرد به من گفت :« جانی قربون بش اوری... ـ قربانت گردم برو امروز...» لباسم را پوشیدم خدا حافظی در گلوی هردوی مان قفل شد. برگشتم به خانه یعنی ساعت 20.6 . آمدم سروقت نوشتن این مطلب . چه دیماه تلخ و مرد افکنی ست . پارسال شب عیدی که آخرین روز را می خواستم برای شاد باش نوروزی پیش استاد بروم گلی و گلدانی خریدم رفتم محمود آباد نمونه سه بار به درب ضربه زدم کسی نبود .پناه بردم به باجه تلفن . کارت را وارد کردم شماره موبایل استاد را گرفتم . الو سلام استاد پشت درب ماندم کجایی ؟ باز بغض اش ترکید و گفت : « جانی قربون بش کَه را از کرا شوم محمد تقی میر ابوالقاسمی تشییع جنازه  ـ قربانت گردم برگرد خانه من دارم می روم تشییع جنازه محمد تقی میر ابوالقاسمی » این من بودم با گل و گلدان دپورت شده به منزل . تسلیتی نوشتم و شعری برای او ! و امسال هم جامعه ادبی ایران بخصوص گیلان نخبه ای دیگر را ازدست داد . هرکس که نام اکبررادی را می شنود تآتر در ذهن اش تداعی می گردد . من نیز به نوبه خویش و هم از طرف استاد نازنین ام جمشید شمسی پور خشتاونی این مصیبت وارده را به جامعه ادبی ایران خصوصن گیلان تسلیت می گویم .

اما پناه بردم به گیله وا های تجلید شده ی آرشیوم تا ویژه آن زنده یاد را درآورم و مطلبی از روی آن در اختیار بازدید کنندگان بگذاریم که چخوف ایران رفت:

 

سالشمار زندگی و آثار اکبر رادی

 

 1318 ـ 10 مهر ، تولد در رشت ، فرزند ام البنین و حسن ، قنادو قندریز

9ـ 1325ـ تحصیل تا سال چهارم ابتدائی در دبستان عُنصری رشت .

1329ـ ورشکستگی پدر ، مهاجرت به تهران .

31ـ 1329 ادامه تحصیل در دبستان "صاحب" تهران .

38ـ 1231 ادامه تحصیل در دبیرستان فرانسوی "رازی" .

1334 ـ آشنایی با صادق هدایت ، شروع داستان نویسی .

1335ـ چاپ اولین داستان بنام "موش مرده " در روزنامه "کیهان ".

نگارش داستان بلند "مسخره" که منتشر نشد .

1336ـ نگارش داستان بلند "ازدست رفته " که تمرینی بود ولابه لای اوراق مانده است .

1337ـ مطالعه اولین نمایشنامه به نام " دوشیزه اورلئان " ، اثر شیلّر .

 ادامه داستان نویسی .

1338ـ فارغ التحصیل از دبیرستان "رازی" .

 در کنکور پزشکی تهران مردود می شود .

با چاپ داستان "باران " در مسابقه داستان نویسی مجله اطلاعات جوانان بین 1148نفر برنده اول می شود .

 تماشای نمایش "خانه عروسک " اثر ایبسن.

اولین نمایشنامه جدی خود  "روزنه آبی " را می نویسد .

1339ـ چاپ داستان های "جاده" در "اطلاعات جوانان" ، "سوءتفاهم" در هفته نامه "فردوسی" و "کوچه" در ماهنامه "سخن".

آشنایی با احمد شاملو که "روزنه آبی" را خواند و پسندید و او را به شاهین سرکیسیان ، کارگردان تآتر ، معرفی کرد .

سرکیسیان "روزنه آبی" را به عنوان یک نمایشنامه معاصر در برنامه اجرا قرار داد.

پذیرفته شدن در کنکور دانشگاه ، رشته علوم اجتماعی .

1340ـ گذراندن دوره یکساله تربیت معلم .

بازنویسی نمایشنامه "روزنه آبی".

آشنایی با جلال احمد در دفتر "کتاب ماه" آل احمد چاپ "روزنه آبی" را مشروط به پاره ای اصلاحات می کند ، و در نتیجه "روزنه آبی" در "کتاب ماه" چاپ نمی شود.

1341ـ انتشار "روزنه آبی: با سرمایه شخصی ( هیچیک از ناشران زیر بار چاپ آن نرفته اند )

صلاحیت سرکیسیان برای اجرای "روزنه آبی" از طرف اداره هنرهای زیبا رد می شود .

نگارش نمایشنامه "خانه بابو" که نا تمام می ماند .

عضویت در گروه ادبی "طُرفه" که اعضایش از نویسندگان و شاعران جوان بودند  .

استخدام در اموزش پرورش ، آغاز کار معلمی .

1342ـ نگارش نمایشنامه "افول"

ترجمه نمایشنامه "دایی وانیا" اثر چخوف نا تمام رها می شود.

همکاری با مجله "آرش" ، چند نقدو داستان .

1343ـ انتشار نمایشنامه "افول" به سرمایه گروه "طُرفه" .

در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران لیسانس می گیرد و در فوق لیسانس این رشته پذیرفته می شود .

انحلال گروه "طُرفه"

آشنایی با حمیده عنقاء ، یکی از دانشجویان همرشته .

1344ـ نگارش نمایشنامه "محاق" و چاپ آن در ماهنامه "پیام نوین" .

ازدواج با حمیده عنقاء.

1345ـ نگارش نمایشنامه های "مسافران" و "مرگ در پاییز" (ادامه محاق) و چاپ آنها در "مجله نوین" .

نگارش نمایشنامه "از پشت شیشه ها" و چاپ آن در "پیام نوین" .

اجرای گروزنه آبی" به کارگردانی شاهین سرکیسیان به مدت چهار شب در انجمن ایران و آمریکا ( نمایش با شکست روبروشد).

مذاکره ای برای اجرای "از پشت شیشه ها" به کارگردانی بهرام بیضایی ، که در نطفه ماند .

ترک تحصیل دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی در آستانه پایان .

1346ـ انتشار مستقل "از پشت شیشه ها" .

نگارش "ارثیه ایرانی"

چاپ فصلی از "ارثیه ایرانی" در ماهنامه "بازار" ، ویژه هنر و ادبیات .

اجرای تلویزیونی نمایشنامه "محاق"،  "مسافران" و "مرگ در پاییز" به کارگردانی عباس جوانمرد.

1347ـ انتشار نمایشنامه "ارثیه ایرانی" .

طراحی نمایشنامه "صیادان" .

1348ـ نگارش نمایشنامه "صیادان" .

انتشار "صیادان" .

اجرای "از پشت شیشه ها" به کارگردانی رکن الدین خسروی در تالار 25 شهریور (تالار سنگلج).

1349ـ انتشار مستقل سه تک پرده پیوسته "مرگ در پاییز ".

انتشار مجموعه داستان "جاده" .

اجرای "ارثیه ایرانی" به کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی در تالار 25 شهریور

اجرای "افول" به کارگردانی علی نصیریان در تالار 25 شهریور .

1350ـ نگارش نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل".

ادامه اجرای "افول" .

چاپ چند "نامه همشهری" در ماهنامه "نگین" .

1351ـ بازنویسی نمایشنامه "افول" .

تهیه فیلمنامه "افول" به وسیله خسرو هریتاش ، کارگردان سینما که از وزارت فرهنگ و هنر اجازه ساخت فیلم نگرفت .

اجرای رادیویی سه گانه "مرگ در پاییز" .

1352ـ بازنویسی نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل".

انتشار "لبخند باشکوه آقای گیل".

انتشار مقالات "دستی از دور" .

اجرای نمایشنامه "صیادان" به کار گردانی فرامرز طالبی در تالار فردوسی دانشگاه تهران .

اجرای رادیویی نمایشنامه "ارثیه ایرانی" .

نگارش نمایشنامه "در مه بخوان" .

اجرای "لبخند با شکوه آقای گیل" ، به کارگردانی رکن الدین خسروی در تالار25 شهریور .

1354ـ بازنویشی نمایشنامه "صیادان" .

انتشار نسخه جدید "صیادان" .

مقدمات تهیه فیلم براساس "صیادان" به کارگردانی محمدرضا میر لوحی ، که عاقبت تهیه کننده ای برای آن نیافت .

انتشار نمایشنامه "در مه بخوان" .

1355ـ بازنویسی نمایشنامه "از پشت شیشه ها" .

بازنویسی نمایشنامه "روزنه آبی" .

انتشار نسخه جدید "افول"

اجرای تلویزیونی "روزنه آبی" به کار گردانی محمود محمد یوسف .

تدریس نمایشنامه نویسی در انستیتو مربیان امور هنری .

1356ـ نگارش نمایشنامه "هاملت با سالاد فصل" .

طراحی نمایشنامه "منجی در صبح نمناک".

چاپ "نامه های همشهری" که در آستانه چاپ جمع شد . 

انتشار نسخه جدید "روزنه آبی" .

انتشار نسخه جدید "از پشت شیشه ها" .

بازنویسی سه گانه "مرگ در پاییز"  .

اجرای "در مه بخوان" در دانشگاه اقتصاد اهواز.

اجرای تلویزیونی "ارثیه ایرانی" به کار گردانی محمود محمد یوسف .

اجرای رادیویی "روزنه آبی" .

اجرای رادیویی "لبخند با شکوه آقای گیل".

1357ـ انتشار نمایشنامه "هاملت با سالاد فصل".

انتشار نسخه جدید "مرگ در پاییز" .

آغاز تمرین "هاملت با سالاد فصل" به کارگردانی جعفر والی ، که به علت شروع انقلاب و تعطیلات قطع شد .

1358ـ آغاز نگارش نمایشنامه "منجی در صبح نمناک" .

1359ـ پایان  نگارش نمایشنامه "منجی در صبح نمناک" .

1360ـ چاپ "منجی در صبح نمناک" . این نمایشنامه تا سال1365 منتشر نمی شود .

1361ـ نگارش نمایشنامه "پلکان".

1362ـ نگارش نمایشنامه "تانگوی با تخم مرغ داغ" ورسیون دیگری از ارثیه ایرانی .

اجرای "پلکان" به کارگردانی هادی مرزبان در سالن اصلی تآتر شهر.

1364ـ پرده اول "آهسته با گل سرخ" نوشته می شود.

1365ـ نگارش کامل "آهسته با گل سرخ" .

انتشار نمایشنامه "منجی در صبح نمناک".

1366ـ  بازنویسی "هاملت با سالاد فصل".

اجرای "آهسته با گل سرخ" به کارگردانی هادی مرزبان در سالن اصلی تآتر شهر  .

اجرای رادیویی "پلکان" .

اجرای "محاق" و "مرگ در پاییز" در دانشگاه اصفهان .

تدریس نمایشنامه نویسی در دوره کارشناسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران .

1367ـ ادامه اجرای "آهسته با گل سرخ" در مشهد .

ادامه اجرای"آهسته با گل سرخ" در تهران  .

ضبط تلویزیونی "آهسته با گل سرخ" که پخش نشد به کارگردانی هادی مرزبان .

اجرای رادیویی "آهسته با گل سرخ".

آغاز نگارش نمایشنامه "شب روی سنگفرش خیس" .

1368ـ مصاحبه بلند "بشنو از نی" با ملک ابراهیم امیری .

انتشار نمایشنامه "پلکان" .

انتشار نمایشنامه "آهسته با گل سرخ".

اجرای "منجی در صبح نمناک" در تبریز و گرگان .

1369ـ بازنویسی "لبخند با شکوه آقای گیل".

اجرای نمایشنامه "هاملت با سالاد فصل" به کارگردانی هادی مرزبان در سالن "چهارسو"ی تآتر شهر.

ضبط رادیویی "منجی در صبح نمناک" که پخش نشد.

اجرای نمایشنامه "پلکان" در شیراز .

1370ـ  پایان نگارش نمایشنامه "شب روی سنگفرش خیس" .

انتشار مصاحبه "بشنو از نی"

اجرای سه گانه "مرگ درپاییز" به کارگردانی محمد بنایی در سالن شماره 2 تآتر شهر .

دعوت "خانه دهخدا" در کلن برای اجرای هاملت با سالاد فصل که در شب پرواز لغو شد.

1371ـ نگارش نمایشنامه "آمیزقلمدون" .

بازنویسی نمایشنامه "در مه بخوان".

اجرای "آهسته با گل سرخ" در رشت .

1372ـ بازنویسی مجدد "روزنه آبی" .

مطالعات و گردآوری اسناد برای نوشتن یک نمایشنامه تاریخی .

1373ـ ضبط تلویزیونی "آمیز قلمدون" به کارگردانی هادی مرزبان ، که پخش نشد .

بازنشستگی پس از سی و دو سال تدریس .  

1374ـ تدریس نمایشنامه نویسی در دوره کارشناسی ارشد دانشگاه هنر .

طرحی برای یک نمایشنامه بارانی .

1375ـ ویرایش و پرداخت "باغ شب نمای ما".

بازنویسی نمایشنامه "پلکان".

1376ـ نگارش نمایشنامه "بوی باران لطیف است " .

بازنویسی نمایشنامه "منجی در صبح نمناک"، و تبویب و تبدیل آن به هفت پرده .

اجرای "آمیز قلمدون" به کارگردانی هادی مرزبان  در سالن "چهارسو"ی تآتر شهر .

تنظیم قرار داد برای چاپو انتشار دوره آثار ، که مانده است .

1377ـ ادامه اجرای "آمیز قلمدون" در اصفهان .

انتشار نمایشنامه "آمیز قلمدون".

اجرای "شب روی سنگفرش خیس" به کارگردانی هادی مرزبان در سالن اصلی تآتر شهر.

ویرایش "بشنو از نی" با تعلیقات و اضافات و حرف های دیگری بنام "مکالمات" .

اجرای "مرگ در پاییز" و "پلکان" و تجلیل نویسنده در زادگاه او رشت.

1378ـ انتشار نمایشنامه "شب روی سنگفرش خیس" .

انتشار نمایشنامه "باغ شب نمای ما".

مقدمات "بوی باران لطیف است".

طرحی برای "خانمچه".

دعوت انجمن تآتر اصفهان و ایراد سخنرانی در همایش استانی تآتر .

دعوت انجمن تآتر ایران و آلمان سفر به کلن و شرکت در ششمین فستیوال تآتر کلن و ایراد سخنرانی .

سخنرانی در "انجمن اجتماعی ارامنه تهران " به مناسبت نودمین سال تولد شاهین سرکیسیان.

مصاحبه تصویری با نوشابه امیری برای "مرکز گفتگوی تمدن ها" .

بازنویسی "تانگوی تخم مرغ داغ".

گیله وا یادگار نامه اکبر رادی شماره 57 تیر 1379صص 5و4

1379ـ ؟

1380ـ ؟

1381ـ ؟

1382ـ ؟

1383ـ ؟

1384ـ ؟

1385ـ ؟

1386ـ با نگارش «آهنگ های شکلاتی » پرونده اش بسته شد.«پرواز را به خاطر بسپار » در غروب غم انگیز چهارشنبه پنجم دیماه در محمود آباد نمونه خبر تاسف بار رفتن ابدی اکبر رادی را در شبکه خبر(6) از زبان استاد نازنینم که برایش هق هق گریه می کرد شنیدم چه توان کرد از خاکیم و به خاک سپرده می شویم .رادی استوار زیست و استوار رفت یادو خاطرش گرامی باد.  

 

فصل رفتن !

برای : اکبررادی

که استوار زیست و استوار رفت

ديري ست زمزمه ي رفتن

همگام با پيشاهنگِ جرسِ كاروان

                                         در دشت مي پيچد

و سكوت را در نا به هنگامِ رفتن

                                   در هم مي شكند

برگ ريزان كه ابديتي ست

                             برسرنوشت درخت

داس هنوز

               شعر شاخه هاي خشك تبريزي را

                                                   براي تنور ترانه مي خواند

پاييز

       فصل خزن واندوه ـ

                          شكايت است و فراق !

تو بر كدامين شاخه نشسته اي انتظار

                                            پرنده ي غمگين ؟

بركدامين درخت بر سوگوار؟

بر كدامين آواز ... ؟

بر كدامين شكوه ... ؟

مرغي كه آمال لگد مال شده اش را

                                         به اندوه مي پيچد

بر كدامين شاخه بر ني لبكش بدمد؟

تنوري كه خاموش است

                      با شلتاق كدامين داس شعله بر كشد ؟

تو انتظار را زمزمه مي كني و

                            برگ هاي زرد و مخملين جدايي را !

حسرت را بر يال باد ببين !

سكوت در كدامين كوچه آرميده است ؟

نه باد !

     ياد و خاطر رفتن است و

نه آواز

      قلندر نامه وصلت

تنها آه !

          لحظه اي ست

                          همچون باد سكوت برگ را بر هم مي زند !

 

5/10/86


نویسنده : فردوس سليماني | ساعت 1:58 روز پنجشنبه ششم دی 1386
| لینک ثابت

  خبر

 

 

 

 

بازتاب مطبوعات گیلان در استقبال از:


 

«زبان های محلی و قابلیت های ارتباط با اقوام »


 

ماه گذشته در این «وب» یادداشتی از جمشیدشمسی پور خشتاونی در اختیار بازدید کنندگان قرار گرفت که در رابطه با طرح نوئی بود در ارتباط با اقوام که حجت الاسلام و المسلمین سید حسن عاملی نماینده ی ولی فقیه و امام جمعه اردبیل در تشخیص مصلحت نظام برای اولین بار مطرح نموده بود و شاعر نام آشنای تالش از این طرح نو استقبال کرد و آنرا در بین مطبوعات گیلان مطرح نمود که در این میان هفته نامه «هاتف» مورخه 27 آذر 86 شماره 782 آنرا در صفحه اول و دوم جزء خبرهای مهم و با تیتر های مخصوص به خود ، آنرا به نوعی بازتاب داده است .

 


نویسنده : فردوس سليماني | ساعت 22:48 روز سه شنبه چهارم دی 1386
| لینک ثابت