تبليغاتX
.:وزمتر:.
به نام خدا
 

وزمتر

  صفحه نخست | عناوین مطالب وبلاگ | rss

  شعر

تیلار (فارسی)

شهرام پور رستم


جنگل رنگارنگ

مه می پوشد

فرسنگ ها با منگوله های رمه

بی تابند

اینجا بام تالشان است

 

***

 

با گاوها و ویلاها

با رگبار دارکوب

ورُپ رُپ ی تُندِ رپ و جاز مسافر

اینجا بام تالشان است

 

***

 

با چمنزارهای شیهه

با آفتابکی نیم بند

رودخانه های لکنت گرفته

زوزه ی ارّه موتوری ها

غلظت غریب کارخانه ی آسفالت سازی

تک ضربه های تبر

با تفکر دسته ...

چیت های رنگارنگ (گُودول)

در امتداد ازگیل زار

ایوان جاجیم های شاد و ماد

چوخای پیر در سینه کش کیشون بن

 

***

 

اینجا بام تالشان است

سگ کله ولگرد

گرگ از یاد می برد

بوقلمون می جوشد

قهوه خانه چرت می زند

بُز روها در حسرت فانوس اند

قَرَه گیله ها و چپر های لمیده به تمشک زار

در غروب زود رس ایل

قُلِنج می کنند

باد ها از یاد می پرند

لیریز و پاییز

 

***

 

اینجا بام تالشان است

یادگار سده های سنگ و مفرغ و آتش

یادمان قوچ ها

و قوش های

بی عار و ابر

بگذار آسمان ها بگریند

بگذار خزه ها بر گورها بتابند

بگذار خلِه و خواب

جلگه های متمدن را

جاده جاده / فرسنگ فرسنگ

ببافند

اینجا بام تالشان است

 

***

 

سرزمین مادیان های بی سوار

سرزمین هیزم شکن های بی درخت

سرزمین شکارچیان بی قرقاول

سرزمین چاله چوله های عتیقه

خرمُهره و خنجرهای مُرَصّع

و نی لبکی مخملی

پای گردوها

و کاهگِل ها

و چشمه ساری

پوشیده از بطری های خانواده

اینجا بام تالشان است

 

پِنج گله شِر (تالشی)

فرزاد بختیاری مَرکیه

 

(1)

 

لیوَه تای

کرا

بَرا

هزار

ناجَه نَه

هزار

داز

گَرمَه سوقون

گینَه

 

(2)

 

داهَده

چِم کار کَر

چت و سنگاسون و کَتیلَه یَه

تَنخا

زهارَه تا !

 

 

(3)

 

نِه آفتاوی پَر

نِه مانگی شَپَق

نِه استارَه ی

لوی خَنده

کونو بورو!

ساعت چَنده ؟

 

(4)

 

کلا لیوَه

چَتری بنی

نشتیمه:

رَگی

گلَف و سنگینَه گَف

چ دوله !

عقلی سرا

 چولَه

 

(5)

 

تیجَرَه گیریَه دیل

آوینَه یَه دا...

اَزو

وَرپِنه و

اَلاش

دییَسم کرا

هَشی

خَستَه بوبو

وَرپِنه !

خَستَه بوبو

اَلاشی !


نویسنده : فردوس سليماني | ساعت 21:23 روز شنبه بیست و نهم دی 1386
| لینک ثابت

  

قابل توجه بازدید کنندگان عزیز ، خصوصن آن دسته از عزیزانی که به کشور نازنین مان ایران و به اقوام ایرانی عشق می ورزند با توجه به استقبالی که از بازتاب «[ایران شمالی ]» به نقل از کدام منبع؟ شد و از طرفی عده ای نیز با تماس های تلفنی مکرر با شاعر نام آشنای تالش جمشید شمسی پور خشتاونی داشتند ، گلایه ای نیز مبنی بر اینکه چرا اصل مقاله در وب سایت درج نشده است که بلافاصله ایشان بنده را مجاب نمودند هم از بازدید کنندگان محترم پوزش خواهی نمایم و هم اصل مقاله را در کنار بازتاب آن قرار دهم .

                                                تحریریه وزمتر

 

 

سیاست شوونیستی رژيم باكو و مسأله ی اقوام

 

   نویسنده : احمد كاظمي

 

 ادامه تضييع حقوق ابتدايي و اساسي اقليت‌هاي قومي در جمهوری آذربایجان باعث شده است، فعالان قومي از نهادهاي اروپايي از جمله شوراي اروپا استمداد كنند. چرا كه دولت باكو به هنگام عضويت در شوراي اروپا تعهد داده است حقوق و آزاديهاي اساسي را براي تمامي شهروندان اين كشور تأمين كند. در اين راستا تالش‌ها، كردها و ترك‌هاي آخيسكاي کشور مذکور با كارشناسان امور قومي شوراي اروپا در دفتر اين شورا در باكو ديدار و گفتگو كردند.

هلال محمداف رئيس كميته دفاع از حقوق « نوروز علي‌اف » سردبير زنداني نشريه توقيف شده «صداي تالش» (توليشي صدو) در ديدار با كارشناسان امور قومي شوراي اروپا، در مورد وضعيت سردبير اين نشريه در زندان وزارت امنيت ملي و نيز تعهدات دولت اين كشور در قبال شوراي اروپا در مورد تامين حقوق اقليت‌هاي قومي توضيحاتي داد.

هلال محمداف پس از اين ديدار افزود: «به كارشناسان شوراي اروپا اعلام كردم كه هيچ يك از شهروندان ساكن در جمهوري آذربايجان [ايران شمالي] مشكلي براي ديگر اقوام نيستند اما دولت باکو سیاستهای اقتصادی ، فرهنگی شدیدی علیه تالش زبانان اتخاذ کرده است ».

سردبير نشرية «صداي تالش» بعد از انتشار شماره اوّل( دوره سوم ) اين نشريه در سال گذشته ، دستگير و زنداني شده است. «صداي تالش» به زبانهاي تالشي و آذري منتشر می شد. صداي تالش تنها نشريه‌اي بود كه مطالبي به زبان تالشي منتشر می كرد. اما بعد از انتشار شماره اول دوره سوم توقيف و سردبير و كاركنان آن زنداني شدند.

با وجود اينكه جمهوری آذربایجان منطقه ای كثيرالمله مي‌باشد و تركها، ارامنه، لزگي‌ها، تالش‌ها، آوارها، اودين‌ها، تات‌ها و كردها آنجا زندگي مي‌كنند، اما پس از استقلال اين كشور نه تنها سياستهاي داخلي بلكه سياست خارجي دولت باكو نيز در مقطعي براساس رويكرد شوونيستي بوده است. از اين‌رو نيز دولت‌هاي حاكم بر اين كشور در اوايل استقلال خود به ويژه در سالهاي 1992 (1371) تاوان سنگيني به خاطر اين سياست داد و اساساً اشغال شدن بيست درصد از خاك كشورِ ارتباط مستقيم با بحران‌هاي قومي در اين كشور داشت و اين بحران را جبهه خلق و كساني ايجاد كردند كه مدعي بازگرداندن قره‌باغ به باكو بودند.

در سال 2001 پيوستن دولت باكو به كنوانسيون حقوق اقليت‌هاي قومي شوراي اروپا اين اميد را ايجاد كرد كه وضعيت اقليت‌هاي قومي در اين كشور بهبود خواهد يافت و در آنجا تنها يك قوم، شهروند درجه اول نخواهد بود. اما اين خوشحالي يك سال طول نكشيد و در ژوئن سال 2002 (1381) با تشكيل كميته دولتي امور به اصطلاح آذريها و افزايش دفعات برگزاري كنگره به اصطلاح آذريهاي جهان، اقدامات شوونيستي و قوم‌پرستانه دولت باكو شدت يافت كه نتيجه آن اكنون تبعيد، مهاجرت و زنداني شدن دهها تن از نخبگان اقوام مختلف به ويژه از ميان تالشان و لزگي‌ها است كه بسياري از آنها نظير نوروزعلي‌اف هنوز به رغم گذشت ماهها از بازداشتشان حتي محاكمه نشده‌اند!

در اين ميان اميد به شوراي اروپا و نهادهاي غربي براي حل مشكلات قومي در ايران شمالي كه جزو وظايف اين شورا و تعهدات دولت باكو به آن است، اميد واهي مي‌باشد. چرا كه مراكز حقوق بشر، مراكز و سازمان‌هاي غربي طي سال‌هاي گذشته، از دولت باكو براي پيشبرد تحريكات قومي نفاق‌افكنانه خود در منطقه سوء استفاده كرده‌اند و هم اكنون از همين تحريكات قومي عليه خود باكو استفاده مي‌كنند تا دولت باكو را به پذيرش خواسته‌هاي نامشروع و تحميلي غرب در مورد موافقت با استقلال ارامنه جدايي‌طلب قره‌باغ تحت فشار قرار دهند. در واقع از نظر غرب همانطوري كه در سال‌هاي 1992 ـ 93 (3 ـ 1371) بحران قومي در ايران شمالي به اشغال بيست درصد از خاك ايران شمالي كمك كرد، اكنون نيز ايجاد بحران‌هاي قومي در اين كشور مي‌تواند به اين اشغال و جدايي قره‌باغ از باكو رسميت دهد. به ويژه طي 16 سال گذشته جدايي‌طلبان قره‌باغ تلاش كردند با تاريخ‌سازي افكار عمومي جهان را با استفاده از ضعف‌هاي دولت باكو با خود همراه سازند.

در اين ميان آمريكا نيز در راستاي طرح خاورميانه جديد به دنبال تجزيه كشورهاي منطقه است و در اين راستا جمهوری آذربایجان نيز به طور ويژه مدنظر است. در چنين شرايطي بي‌شك راه برون رفت از بحران و ايجاد وحدت، اتخاذ سياست‌هاي تساهل‌گرايانه فرهنگي و نيز تقويت اصول اسلامي در باكو و رفع محدوديت‌هاي سياسي از احزاب اسلامي كه كليّات آن مورد احترام بيش از 98 درصد مردم کشور مذکور است، مي‌باشد.

در اين ميان نكته ديگري كه جالب به نظر مي‌رسد، اقدامات برخي احزاب و عناصر افراطي غربگرا در باكو عليه ملت ايران به خصوص آذريهاي ايران است. افرادي مانند عيسي‌قنبراف (فرزند يونس قنبراف از اعضاي سازمان ك.گ.ب) ، اعتبار محمداف همكار سياسي صهيونيست‌ها، و صابررستم خانلي (از وابستگان سفارت اسراییل در باکو) كه از سوي بيگانگان و دشمنان ايران تأمين مالي مي‌شوند، هر از گاهي به بهانة «دفاع از حقوق آذريهاي ايران!» عليه ملت ايران اقدامي انجام مي‌دهند. اين افراد از سوي ديگر با دولت باكو در همكاري نزديك هستند و مجري سياست غيررسمي رژيم باكو مي‌باشند. در ايران آذريها، كردها و عربها و اقوام ديگر داراي نشريات مختلف، شبكة راديويي ـ تلويزيوني، مؤسسات فرهنگي و ... بوده و در رأس جمهوري اسلامي يك شخصيت آذري قرار دارد، اما در ايران شمالي و در قلمروي تحت سلطة‌ رژيم باكو، يك نشريه حق ندارد، به زبانهاي قومي مطلبي منتشر كند، چه رسد به اختصاص شبكه‌هاي راديويي ـ تلويزيوني به اقوام.

علت اصلي تحركات ضدايراني در باكو توسط عناصر شوونيست و آمريكايي، هراس آنها از تأثيرپذيري مردم جمهوری آذربایجان از ملت ايران است و به همين سبب تلاش مي‌كنند تا همواره چهره‌اي منفي از سيماي درخشان ملت بزرگ ايران در افكار عمومي ترسيم كنند.


نویسنده : فردوس سليماني | ساعت 22:4 روز یکشنبه بیست و سوم دی 1386
| لینک ثابت