1-این تیتر همچنان جایگاه خاص خودش را دارد!
* مردم تالش مردمی نجیب هستند و نیاز به سخنگویی تالشان وارداتی ندارد .
2- ویل دورانت می گوید:
«آنان که گذشته را بخاطر نمی آورند محکوم به تکرار آن هستند»
3-
چــــــــــرا؟
«مؤسسه1» بعلاوه ی «تالش2» مساوی است با آسیب «شناسی3»
... مقاله ای بلند از شاعر پیشکسوت تالش جمشید شمسی پور خشتاونی که به اُف های تالش نما و وارداتی پرداخته و هم از دلالان و سمپات هایشان پرده برداری شده است . در این مقاله باز انتقادی از «گزارش یک سفر از تالش تا تالش» که جوانی مظلوم و دام اُفتاده ای به پیشواز «عموی» خود رفته تا بگوید «فوزه» را جزء موسیقی تالش می دانیم!!! و تحلیلی بر نوار کاست گفتگوی فردوس سلیمانی وزمتر با زنده یاد احمد روشن پیشکسوت نی نواز تالش و تطبیق «مؤسسه تالش شناسی » با «خانه فرهنگ گیلان » و « فرهنگ خانه مازندران» و ناگفتنی های دیگر... که در مورخه 28/12/86 در اختیار بازدید کنندگان قرار می گیرد .
4- همین چهارشنبه که به محمود آباد نمونه رفتم ، طبق معمول یکشنبه ها و چهارشنبه هایم ، به محض ورودم به اتاق کارمان زمزمه نوارکاست «سیاه ریحون» با صدای هادی حمیدی به گوشم رسید که ترانه «منداوه دیل» شعر ناصر حامدی را می خواند پس از اینکه ترانه به پایان رسید ولوم ضبط و صوت خاموش شد و به یاد و خاطر جناب حامدی افتادیم که شمسی پورگفتند : « این جوان یکی از سرمایه های با ارزش تالش و ادبیات معاصرمان است که بی هیا هو به کارش ادامه می دهد » من هم یکی از غزل های تالشی این شاعرماسالی را برای بازدید کنندگان محترم انتخاب نموده ام که انشاء ا... مقبول پسندتان باشد .
دَخون
وارشی گَـرمَه سَسی نَـه م دَخون ـ چـه بو مَـگم ؟
بِ تــرا تنخا مَشه ، مــرا بــمون ـ چــه بو مَگم ؟
کـــرا آیر اَسَر درِه سیستَه دیــــلی ویندَه نیــــــرَه
آوی سِرَه ساپیگِه چِــه سر بوشون ، چه بو مَگم؟
منــــَه وَختی گف ژَنــــی زنـــــدگی پا سِتا مَسم
ای دَ دِ اشته چِِمـــی مرا بوخون ، چه بو مَگم ؟
نِـــذونوم اشته خاصَه خلــــوتی خـــراو آکَردَمه
هنتَه نی ؟ بِه بَـــزم اشتنی بزون ، چه بو مَگم ؟
« آخا کَمیلَه زوونی نَه چمه گف ته حالی بو ؟»
واتَره: تالشی خاصَ شیرنَه زوون ،چه بو مَگم؟
ِاشته کَــوئَه نَفَسَ رنـــدی کــــو زنــدگی واره
بِِه تَسه شعری نَـــه م پیگِه بوسون ،چ بو مگم ؟
5- فریاد شیری شاعر و پژوهشگر کُردستان ایران نیازی به معرفی ندارد آنهایی که ادبیات معاصر را دنبال می کنند بهتر از هر کسی او را می شناسند به همین لحاظ نقدی بر یکی از کارهایش را با هم می خوانیم :
منبع : روزنامه شرق
نگاهی به مجموعه شعر امضای تازه می خواهد این نام از فریاد شیری
امضای تازه یک شاعر
مختار شکری پور
من و دیوار برادریم
پشت به هم
دخیل به پنجره بسته ایم
دری که میان ما بسته شد
تنها به دعای زنی باز می شود
که بعد از نماز شبانه عاشق شد
و بعد از نماز صبح مادر!
این شعر، شعر آغازین سومین مجموعه شعر «فریاد شیری» با عنوان «امضای تازه می خواهد این نام » است که اخیراً «نشرنگیما» آن را منتشر کرده است .
«امضای تازه می خواهد این نام» را به نوعی می توان ادامه دو مجموعه شعر پیشین «فریاد شیری» با عناوین : کلاغ ها زبان گنجشک را نمی فهمند(نشر پاسارگاد78) و آغوش من از سفر پر است (نشر نیم نگاه81) دانست زیرا در این مجموعه هم ، برخورد حسی و درونی با مقوله زبان ، که در آن دو مجموعه شده ؛ ادامه پیدا کرده است . البته با این تفاوت که «کلاغ ها زبان گنجشک را نمی فهمند»از بیانی موجزتر و ساده تر با شعر هایی کوتاه تر برخوردار است و شاعر در فضاهای محدودتری چون برخورد عصیان گرایانه و انتقادی بااطرافش و هم چنین فضای عاشقانه رمانتیکی که از یک بار رئالیستی برخوردار است ؛ سیر می کند . همین بیان ساده و موجز در مجموعه شعر دوم به صورت گسترده تر و با ابعادی پیچیده تر در قالب شعرهایی ، گاه طولانی ، که از باری روایی هم برخوردارند؛ در فضاهایی زمانمند و مکانمند امتداد پیدا می کند. «شیری» در این مجموعه وارد فضاها و عرصه های جدیدتری از لحاظ مضمون در چهار دفتر شامل : نشد که بیش از این زنده بمانم ، تهران 78 ، بعد از جنگ و فاصله یعنی تو شده است . ازجمله عرضه های جدید موضوعی که «شیری» در این مجموعه وارد آنها شده است ؛ می توان به رجعت شاعر به اساطیر و سرگذشت های تاریخی که به دوران باستان هم می رسند اشاره کرد. در واقع شاعر در دفتر اول این مجموعه با عنوان «نشد که بیش از این زنده بمانم » ، دست به دگردیسی در اساطیرو سرگذشت های تاریخی و روایات باستانی زده و از این طریق ، پلی میان ذهنیت فردی و امروزی خود با آن پس زمینه ذهنی ایجاد کرده است که از روایات باستانی ، اسطوره ای و تاریخی دارد . ناگفته نماند که این پیوند با توسل شاعر به تکنیک هایی شعری ایجاد شده است که حاصل برخورد نو ، آشنایی زدایانه و متفاوت او با مقوله زبان و صنایع بدیعی ادبی است . در واقع ، تجربه و فضا، به صورت کمال یافته تر و در شکلی دیگر و با هدف پرداخت به مقولاتی جدیدتر در مجموعه «امضای تازه می خواهد این نام » هم اتفاق می افتد. در این اتفاق آنچه اصلاً مشهود نیست ، تکرار و پراکنده گویی است .
«امضای تازه می خواهد این نام » را می توان بقول «شیرکو بیکس» ـ شاعر معاصر کُرد ـ یک رمان شعر دانست ؛ زیرا در این مجموعه شعر اعترافات شاعر در قالب روایتی تکه تکه شده که مرتب میان گذشته و اکنون در نوسان است ؛ روایت می شود . این روایت تکه تکه با توجه به موضوعات مختلفی که در آن موجود است مرتب در فضاهای رئال و سورئال اتفاق می افتد و ذهنیت مخاطب را با ابعادی پیچیده از قضایا در گیر می کند . این رُمان شعر ، سرگذشت سربداران تاریخ اسطوره ای ، عرفانی و دینی ما ، از «هابیل» گرفته تا خود راوی را ، که یک شهید عارف است ، در بر می گیرد . راوی در این روایت به مقابله خود با « شیطان » و کلنجارهایی که با مشغله هایی ذهنی چون خدا ، مرگ ، عشق ، ایمان ، کفر ، انسان ، و... دارد می پردازد . «فریاد شیری» در یکی از صفحه های این کتاب شعر به ترسیم شجرنامه راوی در قالب یک درخت پرداخته است که روی هر کدام از شاخه های این درخت ، نام شهیدان سر به دار تاریخ حک شده است و در این میان یک خط فرضی بین هابیل و قابیل فرض شده است که تمام آن شخصیت های سر بدار را به هم گره زده است . در این شجره نامه به اسامی ای مثل هابیل ، جمشید جم ، ایرج سیاوش ، یحیی ، امام حسین (ع) بابا طاهر ، بابایادگار، سید احمد زرده بام ، میر اسکندر ، تیمور و عالی قلندر برمی خوریم که شخصیت های پنجگانه انتهایی این شجره نامه ، بزرگان عارف آیین باستانی «پارسان» هستند . که در قرن هفتم هجری شمسی علیه ظلم و ستم حاکمان قرن شوریدند و حلاج وار سر به دار دادند . راوی شهید این روایت هم ، خود را به گونه های متفاوتی به اسامی مذکور تعمیم و نسبت می دهد . و به یک همذات پنداری میان خود و آنها می رسد.
روای این روایت به حق و باطل پرداخته و خود نیز انالحق گویان علیه هر آنچه ظلم و ستم و بی عدالتی است می شورد . فراموش نکنیم که راوی می تواند خود شاعر باشد . الهام گیری شاعر از روایات اساطیری ، دینی و مذهبی یکی از نکات بسیار قابل توجه این مجموعه شعراست که از طریق تلمیح های متعدد پنهان به ادبیات دینی و اسطوره ای صورت می گیرد. این تاثیر از قرآن ، کتب آسمانی و روایات باستانی و اسلامی ، یک تاثیر نعل به نعل و صریح نیست بلکه شاعر با توجه به فضا، موضوع و تم هایی که به آنها روی آورده است ؛ دست به یک دگر دیسی خلاقانه و تلویحی زده و برخوردی متفاوت و غیر کلیشه ای و بدیع با این منابع کرده است .
«فریاد شیری» در این الهام گیری به چالشی نجیبانه و پرسش بر انگیز با تفکر و مضامین نهفته در این منابع برخاسته و با ذهنیت کنجکاو و دغدغه مند و شکاکی که دارد ؛ به سمت کشف حقیقت ناب رفته و در این مسیر پر چالش ، مخاطب را نیز با خودش به این ورطه های تردید آمیز و مبهم می برد . در ضمن شعر «فریاد» با برخوردار شدن از این منابع به غنای قابل توجهی دست یافته است ؛ غنایی که مدیون دریافت های شاعرانه و حقیقت طلبانه شاعر و عدم موضع گیری خاص و یکسو نگرانه او از منابع یاد شده ، در ارجاعاتی که به آنها دارد ، است . «فریاد شیری» در «امضای تازه می خواهد این نام » همانطور که از عنوان آن بر می آید ، در جستجوی کشف هویت جدیدی برای خویش است و به همین خاطر از گذشته نامکشوف خود گریزان است و دچار سرگشتگی و تعارض شده است . این جستجو از بن مایه ای فردی نشات گرفته و به یک سر گشتگی حقیقت جویی کلی انسانی ختم شده و تعمیم می یابد . راوی سمبلی از انسان سر گشته و در عین حال حقیقت جویی است که از اصل وحقیقت خود دور گشته و مولانا وار روزگار وصل خویش را می جوید . و در صدد است که دوباره به بهشتی که از آن رانده شده است باز گردد . راوی در این فضا دچار سرگشتگی و نا آرامی شده ، به تامل در هستی و اطراف پرداخته و سپس در این میان به کشف و شهودهایی شاعرانه در عرصه هستی شناختی و خود شناسی می رسد .
«فریاد شیری» در مجموعه شعر هایش گریز هایی موجز و شاعرانه به واقعیت زندگی اش می زند و برخورد هایی گلایه مندانه و انتقادی که به طغیانی مسکوت می ماند با تلخی های زندگی اش می کند . در واقع «امضای تازه ...» اعترافی اعتراض آمیز است که موارد متعددی چون هیچ انگاری و ابطال زندگی گذشته با حسرتی جانکاه ، سر گشتگی ، مرگ اندیشی ، و کلنجار شاعر با مرگ را شامل می شود . «شیری » در این کتاب برخلاف دو کتاب شعر دیگرش ، دست به گونه ای دیگر از عاشقانه سرایی زده است که گاهی تک گویی شاعرانه است و گاه دیالوگی شاعرانه با معشوقی است که شاعر در خیال خویش با او به گفتگو می نشیند . این معشوق هم خدا است ، هم مادر ، هم زندگی و هم زمین و... در این راستا گاهی شاعر به فضاهای عاشقانه ای که ابعادی فانتزی دارند نیز می پردازد.
تحریریه
وزمتر