1- این هم از ثمره انتخابات تالش !
* تالش « نیاز به سخنگویی تالشان وارداتی ندارد ».
2- لیلا بشیری شاعر ، داستان نویس ، روزنامه نگار که اورا « لیلی فرهاد پور» مطبوعات ادبی قزوین می نامند و این بزرگ بانوی قلم معاصر ، دبیر ادبی مطبوعات قزوین را نیز برعهده داشته و دارد و دبیر اولین جشنواره ادبیات داستانی قزوین نیز بوده است . شاید بازدید کنندگان باورشان نشود آنگونه که «فردوس سلیمانی وزمتر » را در منطقه تالش و گیلان آن روی سکه شمسی پور می دانند ، خانم لیلابشیری هم یکی از فرزندان و دختر معنوی ایشان محسوب می گردد . که در قزوین روی دیگر سکه می باشد . قبل از اینکه فرزند ایشان (لیلا بشیری ) ما را به استقبال بهار ببرد و فضای عید نوروز را به ما گوشزد نماید لازم دیده شدکه در پایان داستان خانم بشیری که بعد این چند خبر نوشتاری از علی عبدلی که چندان بی ربط با مقاله جناب شمسی پور نمی باشد و قرار است پایان هفته جاری منتقل گردد ، می خوانیم و خواننده را از همین حالا وارد مدار موسیقی نماییم ـ همانگونه که در نقد نیز اشاره شد دریابند که علی عبدلی در این سالها با دستاویز قرار دادن جوانان با خود چه کرده است ؟
3- با توجه به آگهی های پیاپی ، همانگونه که وعده داده ایم ، پایان هفته جاری مقاله ی :
چــــــــــرا؟
«مؤسسه1» بعلاوه ی «تالش2» مساوی است با آسیب «شناسی3»
که در رابطه با شعر و موسیقی و هم چنین تحلیل «گزارش یک سفر از تالش تا تالش » که جوانی مظلوم و دام اُفتاده ای به پیشواز «عموی» خود رفته تا بگوید «فوزه» (صوت دهنی) را جزء موسیقی تالش می دانیم!!! و هم چنین در پایان بندی این مقاله «مؤسسه تالش شناسی » کالیبر سلاحی شده که تالش خَرج و باروت اش و گیلان منطقه مورد هدف قرار گرفته شده که می پندارند جناب عبدلی به نوعی در بین جوانان پیرامونش حل گردیده است. که در مورخه 28/12/86 در اختیار بازدید کنندگان قرار می گیرد .
4- طبق خبرهای واصله که دوماهی از این خبر نیز گذشته ، جوانی که قبلن از پژوهشگر گیلانی مان خُرده گرفته و نوشته بود : « چرا راه دور برویم وقتی در گیلان مطلبی چاپ می شود که قلعه رودخان از افتخارات خلق گیلک است ...» و امروز آن حرفهایش را زیر پا لِه نموده بی آنگه به پشت سرش بنگرد که چه گفته ، نوشته و پراکنده و از این پژوهشگر گیلانی چه خُرده هایی گرفته ، حال با چه رویی به نزد ایشان رفته تا این بزرگوار واسطه گردد و ناشری برایش یافته تا دفترهای انشایش را به چاپ برساند «روزگار غریبی ست نازنین !/ مارا به دوره گردی می برند » ؟!
5-
این شعر ها از من نیست
حمید رضا اقبالدوست
نشر فرهنگ ایلیا چاپ اول
تعداد 1100 نسخه
می دانید که «اقبالدوست تالش ، در خشکنودهان متولد و ساکن رشت است ؟!
این شاعر توانا ، خود را در این سالها به زیبایی بالا کشیده و در ویترین دید شعر معاصر خودی از خود نشان داده است . مجموعه شعر حمید رضا اقبالدوست شامل 40 شعر می باشد که از جمله آن به شعر های «گمشده» ، «عکس» ، «نمک گیر» ، « زباله » ، «بغض» ، « پشت سر» ، « تابلو» ، « آخر دنیا» ، «رهگذر» و... اشاره کرد.
6- این دو بنفشه مانده به بهار را با شعرهایی از اکبر اکسیر ، داوود ملک زاده و شهرام پور رستم پی گرفته و در اختیار بازدید کنند گان قرار می دهیم :
اکبر اکسیر
کنسرت سُنتی
من بچه بودم از سیاست چیزی نمی دانستم
یک روز مردی با کیف کوچکی آمد
زن های همسایه نیز آمدند
مادر گریه کرد
پدرخندید
و من بی جهت عزیز شدم
بستنی ، فرفره ، خروس قندی ، قول خرید سه چرخه ی روسی ...
چه روز باشکوهی بود !
کاش ، تیغ دلاک و جیغ مرا
فقط کم داشت !
داوود ملک زاده
خواب با قرص ماه
ماشین های خالی
دریا را به خواب می برند
شب از بَزَک بر می گردد
و ستاره
سه تار موی شب را می نوازد
و با قرص ماه به خواب می رود
دریا پیاده می شود از ماشین های خواب
ـ در ساحل قدم می زند
شهرام پور رستم
دهکده جهان
مرداب خشکید
گاومیش ها کفش شدند
خروس ها گالینابلانکا
خزر پیشروی کرد
کته شور شدو
شالیکار نمکی ...
تبرها ، در طرح جنگل کاری رژه می روند
و آسیابان نگهبان پارکینگ می شود
داستانی کوتاه از لیلا بشیری
« سؤال ... جواب ... »
دختر مسیر مدرسه تا خانه را یک نفس دویده بود . به خانه که رسیده بود کلید را در قفل چرخانه بود و یک راست رفته بود سراغ اتاقش . محتویات کیفش را روی تخت ولو کرده ، دفتر یاد داشتش را بدست گرفته ، راهی آشپزخانه شده بود .
مادر به محض دیدنش ، به گونه های گوشتالوی نرمش بوسه ای زده و پرسیده بود :
مدرسه چه خبر ؟
دختر در حال در آوردن جوراب هایش گفته بود :
« مامان ! خانم معلم گفته ، رفتین حساب کنین چند روز مونده بریم تو فصل بهار ، تازه گفته اونایی که تو بهار به دنیا می یان نه !به دنیا اومدن تاریخ تولدشونو بنویسن بیارن مدرسه ،راستی !مامان جون بهار کی ؟ می یاد .
مادر برفهای درشتی که توی جعبه های گوشه ی حیاط چیده می شد خیره شده بود و با پایین کشیدن آستین های تا خورده پیراهنش چشم از آنها برداشته به چشم های سبز دخترش نگاه کرده ، با لبخندی تصنعی زیر لب پاسخ داده بود :
« هر وقت چین جدیدی به صورتم دوید» .
دختر با اینکه چیزی نشنیده بود ، مثل اینکه چیز تازه ای به ذهنش رسیده باشد یکراست به اتاقش رفته توی دفتر نقاشی اش یک سفره هفت سین کشیده بود که تمام اهل خانه یخی خودش و مادرش کنار آن نشسته بودند .
بار سفر بستم
علی عبدلی
نواب صفا به تاریخ بیست و نهم اسفند ماه 1303 ش در کرمانشاه دیده به جهان گشود .خاندان پدری وی از نواب های اصفهان بود و بطور کلی به خانواده منسوب و نزدیک به صفویه «نواب» گفته اند .
معتمدالدوله نشاط اصفهانی شاعر و دانشمند مشهورعصر قاجار دایی پدرش بود. پدر اسماعیل مرد عارف مسلک که از طرف ظهیرالدوله به لقب طریقت نوابعلی مفتخر شد . مادر او نیز بانویی فرهیخته و مؤسس نخستین مدرسه ملی در کرمانشاه با نام «بصیرت » بود .
در چنین فضای خانوادگی نخستین بارقه عشق و دلبستگی به شعر و ادبیات ایران در کودکی در او بوجود آمد . در سال 1324 ش به ساختن تصنیف علاقه مند شد و نخستین تصنیف را بر روی یک ملودی کُردی با نام وعده گلرخان با مطلع « موسم گل شد وقت گل چیدن» ساخت . آفرینش این تصنیف و خلق چند ترانه دیگر آغازی برای فعالیتش در رادیو بود . در سال 1325 ش به عضویت بزرگ ترین کنگره شعر شاعران و نویسندگان و به عنوان جوان ترین عضو این کنگره به ریاست شادروان ملک الشعرای بهار انتخاب شد.
یک سال بعد از طرف حسینعلی مستعان نویسنده و مترجم مشهور به عنوان عضو شورای نویسندگان ، قرار دادی با رادیو امضاء کرد. در همان سال ها با استادان موسیقی چون موسی خان معروفی ، حسین یاحقی ، ابراهیم منصوری و جواد بدیع زاده آشنایی پیدا کرد.در سال های 1329 تا 1332 به خرمشهر رفت و از سال 1333 با بازگشت به تهران فعالیت هنری و اجتماعی خود را از سر گرفت .با تغییر اداره کل انتشارات و تبلیغات به وزارتخانه به سرپرستی نصرت الله معینیان چنین خواسته شد تا برنامه های رادیو تهران و تصحیح و تصویب ترانه ها زیر نظر نواب صفا باشد . وی پیش از آن و در آن سال ها ضمن داشتن چنین مسئولیتی ترانه ها و تصنیف های ماندگاری چون تک درخت ، موج ، نوبهار ، نیلوفر ، رفتی و باز آمدی ، چه شب ها ، رفتم و بار سفر بستم و ده ها تصنیف و ترانه زیبا و جاودانی دیگر آفرید که حاصل کشش روحی و حالات درونی این شاعر بود 1. برخی ویژگی های تصنیف ها و ترانه های نواب صفا را می توان به اختصار چنین بر شمرد . الف ـ نزدیکی به زبان و اصطلاحات مردمی و پرهیز از واژگان سست و دور از تناسب ب ـ صور خیال و ترکیب های نو و بدیع مثل پابند جنون (مارا زچه پابند جنون کردی و رفتی ) ، موج دربدر (من موج دربدرم ، از دنیا بی خبرم ) آتشین صهبا ، طفل اشک ، در خون نشین ، حسرت نصیب ، غارتگر جان ، رویای هستی و... ج ـ توصیف و تجسم شعری (تابلویی از طبیعت و زندگی ) در ترانه هایی چون تک درخت ، موج ، باغبان ، پرستوی من ، گیسوی شب ، ناز غنچه و... د ـ وجود رگه های فلسفی و عرفانی تصنیف هایی چون رویای هستی ، مستی عاشقان با صدای زنده یاد بنان ، بی خبر با صدای زنده یاد عبدالعلی وزیری ، جوانی با صدای زنده یاد قوامی ، لب تشنه ام ساقی با صدای زنده یاد محمود خوانساری هـ ـ استفاده از ضرب المثل ها و خلق کنایات و ترکیباتی که خود مثل سایر شده است مثلی « شب سیه ابر پاره پاره ندیده کس زندگی دوباره » یا « آمد نو بهار ، طی شد هجر یار » و ـ سوگ سروده ها که یکی از آنها برنامه گل های رنگارنگ 174 جهت تجلیل از مقام شامخ استاد فقید موسیقی ایران ابوالحسن صبا بود با مطلع «بگریم ، بگریم خون که ناگه صبا رفت » .
از میان آهنسازان برجسته موسیقی معاصر که ایشان بر آهنگ هایشان تصنیف ساخته می توان به « مهدی خالدی ، مرتضی خان محجوبی ، روح الله خالقی ، حسین و پرویزیاحقی ، مجید وفا دار ، علی تجویدی ، حبیب الله بدیعی ، انوشیروان روحانی ، جواد لشکری ، عباس شاهپوری ، اسدالله ملک و همایون خرم » اشاره کرد . شادروان بنان ، قوامی عبدالعلی وزیری ، داریوش رفیعی و محمودی خوانساری خوانندگان مرد برخی از آثار نواب صفا بوده اند .
سابقه دوستی نواب صفا با شاعران و ترانه سرایانی چون رهی معیری ، پژمان بختیاری ، کریم فکور ، ابوالحسن ورزی ، پرویز خطیبی ، تورج نگهبان ، بهادر یگانه ، معینی کرمانشاهی ، بیژن ترقی ، عبدالله الفت و... قابل توجه است .
نواب صفا در سال های فعالیت در رادیو مبتکر برنامه هایی چون هنر زندگی ، در گوشه کنار شهر ، در پیشگاه تاریخ و برخی برنامه های دیگر بود .در سال 1340 برنامه ای با نام قصه شمع بوجود آورد که از رادیو پخش شد . در این برنامه ضمن صحبت در باره چگونگی پدید آمدن یک ترانه با شاعر و آهنگساز و خواننده گفتگو می شد . به یاد چنین برنامه ای بعدها در سال 1376 کتابی با همین نام که مجموعه خاطرات هنری ایشان بود منتشر شد . این کتاب خاطره حاوی مطالبی ارزنده و خواندنی است و در حکم منبع و ماخذی مفید در تاریخ چهره های موسیقی معاصر است .
آثار مکتوب دیگری چون زندگینامه ، شرح حال و منشآت فرهاد میرزا در یک دوره سه جلدی ، کاروان شعر ، کبوتر خانه وعصارخانه های اصفهان یادگار ایشان است . در سال 1380 کتابی در دو بخش با عناوین از یاد رفته مجموعه اشعار کلاسیک و تک درخت حاوی یکصد و ده ترانه با فهرست و اطلاعات کامل هر ترانه از آثار نواب صفا و به همت نگارنده این وجیزه به زیور طبع آراسته شد .
نواب در کنار مسئولیت هنری و رادیویی خود به فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیز علاقه مند بود . در دهه های سی و چهل در کنار شاعران و طنز پردازانی چون پرویز خطیبی ، ابوالقاسم حالت ، کریم فکور ، رهی معیری ، ابراهیم صهبا به طنز های اجتماعی و انتقادی با نام مستعار «مرشدصفا» روی آورد و قلم زد . در سال های 57-47 به مشاغل دولتی چون عضویت شورای نویسندگان ، ریاست اداره کل اطلاعات و رادیوی استان های سیستان و بلوچستان و گیلان ، مدیریت کل روابط عمومی شهرداری تهران ، مدیریت کل اداره اطلاعات جهانگردی استان اصفهان و در پایان به نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای ملی دوره بیست چهارم برگزیده شد و در این انتصاب ها از اصل عدالت و انصاف و جاده حقیقت و راستی خارج نشد .
امروز در میان رفتگان و ماندگان نام « اسماعیل نواب صفا » در آسمان فرهنگ و ادب فارسی درخشان است و سال هاست نغمه های دل انگیز خوانندگان ترانه های او در آسمان کشور عزیزمان گل افشانی می کند . و عطر کلام سحر انگیزش روح و جانمان را عشق و معرفت صیقل می دهد .
«رفته های عمر گذشته را چون کبوتر بهشتی به ارمغان طبیعت پیشکش می کند . صبح خندان را با نغمه پرستوی خود در گلشن هستی دلربا می کند . نقش غم را در دنیای اشک ، مهر آفرین می سازد و نیلوفر گواء عشق و جوانه ها و شادکامی هایی است که در سایه تک درخت باغبان خسته روزگار ، عشق بی پایانی را رقم می زند . ساقی را می طلبید تا ساغر عمر رفته را با یاران عزیزش نوش جان کند . افسوس که یارانش بی خبر بار سفر بستند و ناله دل شاعر مارا به آسمان کشاندند . . بنان ، قوامی ، خالدی ، صبا ، عبادی ، محجوبی و... گواء عشق او بودند . پیرمرد گوشه نشین در فرجام عمر ، هستی سوز گشت و دست خدایا چه کنم بر زانوان می زد . اما مستی عاشقانه او همیشگی است و ناله شبگیرش نشان از گرمی عشق اوست . تمام این آشفتگی ها بهانه ای برای زلف یار بود تا با آمدن نوبهاری دیگر هجر یارانش طی شود و به معشوق حقیقی اش واصل شود. » یاد و روانش گرامی باد .
پی نوشت : ــــــــــــــــــــــ
1- برای مطالعه و آشنایی بیشتر خوانندگان گرامی با دیگر عناوین ترانه های نواب صفا رجوع شود به کتاب « از یاد رفته / تک درخت » مجموعه اشعار و ترانه ها به کوشش علی عبدلی نشر پیکان ، تهران ، 1380 .
تحریریه
وزمــتر